تبليغاتX
حرف های دفتر دل


حرف های دفتر دل

داستان کوتاه و خاطرات و شعر

سلام به وبلاگ جون خوب خودم....

سلام به دوستای نازنین و گلی که به اینجا سر میزنند....

و سلام به بهار و عید نوروز....

انشالله  که حال همگی رو به راهه....؟؟؟؟

خوب چه خبرااا....؟؟؟

منم خوبم ....ای میگذره روزگار...

نمیدونم از چی بنویسم ...از چی بگم....قدیما راحتر اینجا یه چیزی مینوشتیمو و خلاص....سوال: چرا اینجوریه.....جواب: بلاگفا....شک نکنید.....همش تقصیر این بلگفاس که حرف واسه گفتن نمیذاره....عاصی میکنه آدمو....اینو بگم که همتون میدونید این بلاگفا سیم کش لازمه....بل کل قاطی داره...بیاید همگی از دستش خلاص شیم....چطوری....نمیدونم.....

.

.

.

 

آهان ...از دانشگاه کمی بنویسم اول...که هنوز کلاساش رسمی و شروع نشده بود و هنوز اساتید رو درست حسابی نشناخته بودیم تعطیل شد ....کافیه یه روز به مناسبت خاص تعطیلی باشه... دو روز قبل و دو روز بعدش همم خود به خود تعطیل میشه...اینم ماهیت دانشگاه آزاد....فعلا که به منظور فرا رسیدن عید مرخصیم تا بعدش چی بشه...

من که از این بابت خیلی خوشحالم چون حداقل کلاسای بیروح و جو غیرقابل تحمل اونجا رو چند روز نمیبینم....واقعا الان که فکر میکنم قدر دوره ی کاردانی رو ندونستیم...که چقدر با بچه های باحالی دوست شدیم و اون دوسال خیلی زود گذشت....میدونم خوشی ها زودگذرند.... .

اما تو دوره ی کارشناسی فعلا که اصلا جذابیتی نداره...نه آدماش و نه درساش...شاید اولش باشه ...اما هرچی باشه تنها آرزوم اینکه چشمام رو ببندم و باز کنم ببینم این دو سال گذشته...که می بایست تا حالا میگذشت...

بیخیال حرفای بالا.....

عید نزدیکه و بوی بهار رو ما هروز استنشاق می کنیم خصوصا این روزا که بعد از گذشت چند ماه پاییز و زمستون بارون زیبایی رو نم نمک مشاهده می کنیم....بهار خیلی جذاب و دوست داشتنیه  نه.....میدونم واسه همه همین طوریه...

چون تعطیلات داره....خرید و گردش و تفریح داره....اما....اما....بیشتر از همه ی اینا....

دوباره متولد شدن خودم برام جذابیت خاصی داره...

شاید فقط برای خودم جالب باشه که روز تحویل سال نو....روزی که یک سال جدید را آغاز می کنیم من به این دنیا پا گذاشته باشم.....یه نوزاد تپل و سفید وناز...که بعدا ملقب به چال چالو میشه....

آره بابا....چند روز زودتر اومدم به روز شدم که بگم............

روز عید روز تولد بنده هستش.......

یاالله......سوغاتی .....کادو....شعر....هرچی دارید بریزید رو دایره.....

کیک میک هم در کار نیست.....دو دلیل داره....

یک: آخه امسال وضعیت اقتصادی خرابه....

دو:هرسال کیک میدادم ولی خبری از کادو نبود.....بود ولی نه زیاد....

اما امسال زرنگی کردم یا اینکه خوش شانس شدم چون کیکی در کار نیست ولی کادوها رو از قبل دارم یکی یکی تحویل میگیرم اونم از آبجیای گلم.....من خسیس نیستم چون امسال عید خونه نیستم دیگه جشن مفصل نمیگیرم شاید اگه قسمت بشه تو مسافرت بگیرم.

خلاصه هرچی باشه کسی نباید از دانشجوی دانشگاه آزاد زیاد انتظار داشته باشه نه....درست نمیگم....؟؟؟

راستی ...واسه این زود برای عید آپدیت کردم چون قراره فردا بریم شیراز تا آخر تعطیلات اونجا بمونیم....امشب هم که چهارشنبه سوری دیگه....حیف که ترقه و فشفشه هنوز نخریدم....چون امشب قراره با بچه های تیم یعنی همون بچه های باشگاه فوتسال بریم کنار دریا ترقه بترکونیم....جای شماها خالی....

ایشالله چهارشنبه سوری وتعطیلات نوروز به همه ی شما خوش بگذره....عید رو به همه ی شما عزیزان پیشاپیش تبریک میگم ....

با آرزوی این که سال خوب وخوشی رو همراه با سلامتی و موفقیت به همراه داشته باشید.  

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 1:40 بعد از ظهر توسط سارا| |


Design By : Night Skin