تبليغاتX
حرف های دفتر دل


حرف های دفتر دل

داستان کوتاه و خاطرات و شعر

در طبیعتی که هستیم اکثر اوقات،زندگی مطابق میل ما پیش نمیره....

چند سالی میشه به این موضوع معتقد شدم که آدم به هر چیزی که روز وشب بهش فکر میکنه نمیرسه،می دونم که نه تنها من بلکه خیلی از شماهام همینطوری هستید،واسه من که خیلی سخت بود....

میخوام چند تا مثال ساده بزنم،گرچه می دونید چی میخوام بگم اما میگم:

ـ مثلا من واسه دانشگاه آزاد فکر میکردم،صد در صد تو دانشگاه شهر خودمون قبول میشم،و یه درصد هم احتمال نمیدادم که جایی قبول بشم که هم مسافت زیادی با خونمون داشت و هم پذیرش در آنجا سخت بود....اما قبول شدم چون هرگز بهش فکر نکرده بودم....

ـ یا یه مثال ساده تر، مثلا فکر کنی از بین نمره ی ۷ - ۱۴ - ۱۸  در یه درسی ،نمره ی ۱۴ رو میگیری....و رو این نمره شک نداری...اما طولی نمیکشه که برخلاف تصورت نمره ات رو میبینی و به تفکراتت لعنت میفرستی یا میخندی ،چون یا ۷ رو گرفتی یا ۱۸ رو....

ـ از همه مهمتر، یکی از اطرافیانم همین امروز میخواد یه کاری کنه، که این کارش به هیچ وجه در مخیله ی من و بقیه نمی گنجید....طوریکه به شدت باعث حیرت خیلی ها شد و کار خودش رو کرد.....

همه ی اینا رو گفتم که بگم.....

آره من معتقد شدم که آدم به کوچکترین آرزوش هم نمیرسه.....

نمونه اش....

واسه نتیجه ی دانشگاه سراسری هم مثل بقیه تفکراتم،هر جایی رو فکر میکردم غیر از اونجایی که الان قبول شدم......

نمیخوام ناشکری کنم نه....بازم خدایا شکرت....

اما خدا....دیگه تصمیم گرفتم از این به بعد،الکی دل خودمو به چیزی خوش نکنم که عاقبت بهش نرسم....

تصمیم گرفتم ،به بدترین چیزی که در انتظارمه فکر کنم که حداقل متوسط ترین چیز نصیبم بشه....

کاش اصلا میشد به هیچ چیز فکر نکنی....نه بد...نه خوب .....کاش دست خود آدم بود....کاش میشد تفکرات رو محو کرد....

اما در مورد دانشگاهام ناگفته نماند،هر چند اوایل رضایتی نداشتم اما الان به نسبت از بس دیدم همه سرازیر میشن به دانشگاه آزاد خیلی بهترم، و تاحدودی به رفتن اشتیاق دارم،هنوز دانشگاهم رو ندیدم یه یک ساعت ونیمی با شهر خودمون فاصله داره و دوستام خیلی ازش تعریف کردن و منو مرتب امیدوار به رفتن میکنن....

چون مدتی بود آپ نکرده بودم و بیشتر در مسافرت بودم .... حال وحوصله ی آپیدن نداشتم....

اما بخاطر دوستان عزیزی که گلایه کرده بودند کم پیدا شدم آمدم اینجا کمی باهتون دردودل کنم،و بابت کامنت هاتون تشکر کنم....

نکته:

یه نکته ی خیلی مهم واسه ی چندتایی که پرسیده بودند.....من با سن ۲۱ سالگی هنوز پشت کنکوری هستم؟؟؟؟

باید به عرضتون برسونم که من مدرک کاردانی پیوسته (فوق دیپلم ) دارم و منظور از کنکورم ( کاردانی به کارشناسی )بود که از راه ناپیوسته ها شرکت کردم....اگه سوال دیگه ایی در این مورد دارید بفرمایید.

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 4:7 بعد از ظهر توسط سارا| |


Design By : Night Skin